|
اول ،تو را شبیه خودم پیر می کشم بدتر...عصا به دست و زمین گیر می کشم یا نه ،کنار ساحلی، تنها و منتظر با یک غروب مرده ی دلگیر می کشم وقتی که ذره ذره ی شکلت تمام شد همراه دست وپای تو زنجیر می کشم آنگاه جای روسری، همراه موی تو خطی شبیه ضربه ی شمشیر می کشم *** ...اما بدون تو، ولی...،آخر نمی شود روی شقیقه ی خودم هفت تیر می کشم کاغذ هزار پاره شد ؛ وقتی که روی آن شلیک ناگهانی یک تیر می کشم!!!
N
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:13 توسط فرزاد |
|