تبليغاتX
border="0">
عاشقانه های یک جهنمی - 1jahanami.BLOGFa.Com mi118.com
زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه میفهمیدی ...
عاشقانه های یک جهنمی


!!!
 

تو خراب من آلوده مشو

غم این پیکر فرسوده مخور

قصه ام بشنو و از یاد ببر

بهر من غضه بیهوده مخور

تو سپیدی من سیاهم

خسته ای گم کرده راهم

تو به هرجا درپناهی

من به دنیا بی پناهم

تو طلوع هر امیدی

من غروبی نا امیدم

تو سپید دل سیاهی

من سیاه دل سپیدم

نه قراری نه دیاری که بر آن رو بگذارم

به چه شوقی به چه ذوقی دل به این ره بسپارم

چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تاراست

تو سپیدی من سیاهم

خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بی گناهی بی گنه غرق گناهم

تو طلوع هر امیدی

من غروبی نا امیدم

تو سپید دل سیاهی

من سیاه دل سپیدم

N نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 16:47 توسط فرزاد |

تو را من دوست می دارم!

بخواب اي نازنينم
مهربانم
دلنشينم
منم من عاشقت
آرام باش اي بهترينم
من اينجا مست مستم
مست و بي پروا
شبانگاهان منم گرماي عشقت را درون بسترم خواهان
همان شبها كه من مست حضور تو
نياز تو
دو چشم دلنواز تو
خيابان را چو مستان نعره زن طي مي كنم شايد تو را در حاله اي از نور من ديدم
ولي اي كاش مي بودي و من نعره زن از مستي عشق تو اينجا باز در كنج قفس رويا نمي چيدم
من امشب وحشي ام ساقي
ز مي ، از عشق، از بازي نامردان اين دنيا
ز بدگويان كه مي گويند در دل من هوسبازم
تازه نميدانند
من مستم
من اما غرق جرمم
پي از شب بر سر دارم
آري من مستم هوسبازم عطش دارم
عطش عشق تو امشب در دل مي در شراب بي حضور تو وجودم را كمين كرده
كاش امشب ساقي لبهاي تو يا گرمي دستان تو در دل اين مجرم عاشق كمي غوغا به پا مي كرد
من اينجا كنج زندان پر عطش پر عشق يا ديوانه ام اين را نمي دانم
فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور
اي كه آغشته به تو دستان افكارم
در اين دنياي پر رنگ و رياي بي نفس بي عشق بي پرواز
با دل با نفس با عشق باپرواز

 تو را من دوست ميدارم


N نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 16:44 توسط فرزاد |

روز مبادا!

دیرگاهیست که در نگاهت ستاره ای چشمک نمی زند

و پر شده ای از آغوشی که برای غرق شدن در او ، دیگر عمقی ندارد

بوی تکرار می دهد این لبخند مانده بر چهره ات

با لبانی که بی اشتیاق ، دچار بوسیدن اند

گرما زده می شوم از این تابستان چهار فصل دستانت

و حلاوت سخنت عجیب دلم را می زند

روزگاریست که دیگر این با تو بودن ها خاطره ساز نمی شوند

با دلی نگران و چشمی بر آسمان زمزمه می کنم بر لب:

"مباد روزی که عشق عادت شود"

شبیه دوستی شده ایم پس از این همه عشق

در برهوت نگاهت می خوانم که امروز همان روز مباداست!

N نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 14:33 توسط فرزاد |

رفتن
رفتن شيرين است؛ اما سخت است ماندن و رفتنت را ديدن؛ سخت است بودن را بی اميد حضورت سر کردن؛ سخت است تو را داشتن امادوريت را تحمل کردن؛ سخت است روزهای شيرين بودنت را به هراس تلخيِ خداحافظی آخر گذراندن؛ سخت است تو را خواستن اما جرات گفتن نداشتن؛ سخت است... سخت... اما سفرت خوش همسفر فصل تنهايی های دل من. کاش بگذرد اين روزهای سرد و تلخ و تاريک دل من...
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:28 توسط فرزاد |

فریاد بی صدا

با نگاهم از ته دل باز فريادت زدم در خيالم آتش عشقي به دامانت زدم من سراپا عاشقي بودم تو يك كوه غرور من درونم كوه تاريكي تو بودي كوه نور من نگاهم ، رسم و راهم عاشقي بود و ثبوت تو نگاهت ، حرف و كارت دلبري بود و سكوت من نيازم ، فكر و خوابم بود چشمي پر بلا تو پيامت يا سلامت بود شعري بيصدا من تو را ديدم كه قلبم خواستي در درون چشم تو ديدم صفا و راستي عشق پاك و پر تب و سوز و نياز عشق دامنگير و پر سوز و گداز آري اما اين فقط تفسير چشمي بود پاك آن نگاهي كه غرورم را فقط مي كرد خاك حال ديگر معني عشق و نگه فهميده ام جز پشيماني و حرمان هيچ بر نگزيده ام


N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:23 توسط فرزاد |

گلایه
تو که بيگانه با شبنم نبودی غریبه با عطر مريم نبودی من ديوانه رو خوب می فهميدی تو که ديوانه تر از من نبودی پس چرا يه روز سرد و مه زده رفتی از کلبه ی من تو دهکده تا بشم مبهوت و مات و غمزده تا ابد باشم يه مرد شبزده تو که يه ماشين بيدل نبودی از هوای عشق که غافل نبودی رؤياهام حقيقی بودند پیش تو تو که يه رؤيای باطل نبودی پس چرا دلت يهو سنگی شد و همه ی خاطره ها رو پس زدی روی سنگ مرمرين رؤياهام به خيالم نشون عبث زدی تو که بيگانه با شبنم نبودی غريبه با عطر مریم نبودی تو که يه ماشين بيدل نبودی از هوای عشق که غافل نبودی پس چرا يه روز سرد و مه زده رفتی از کلبه ی من تو دهکده همه ی خاطره ها رو پس زدی به خيالم نشون عبث زدی تو فقط بگو چرا که عذابم می ده این پرسش هميشگی رو لبای سادگيم تو فقط بگو چرا ديگه هيچی نمی گم روی گور خاطرات تک و تنها می ميرم
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:18 توسط فرزاد |

دیوانگی
نوشته هاي خودش را كشيد خط و گذشت فقط بلند صدا زد كه عاشقانه گذشت ورق نداشت, نمي خواست, روي شب بو ها نوشت, مي رود آري ,به سمت ساده دشت سكوت. لحظه ديدار چشمها حالاست يكي چه كرد خدايا كه چشمها را بست يكي چه كرد كه اينگونه آسمان لرزيد ميان ما نكند حرفي از شياطين هست! گذشته ها همه با خط قرمزي نابود زماحال و آينده اي نه چندان دور كسي نشته دوباره و چشم در راه است كسي نشته در اثبات لحظه هاي صبور هاي مردم اين وادي خيال انگيز حكايت همه اين خطوط قرمز چيست چرا سكوت شب از نيمه هر گذشته ولي صدا نمي شنوم يكنفر در اينجانيست صدا نبود نيامد فقط ندايي دور كسي كه روز خودش خط كشيد مي آيد نگاه كردم و ديدم به روي تشت طلا سري بدون تن آيات عشق مي خواند
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:16 توسط فرزاد |

گریه ی پنهانی
امشب چه بي صدابايداين آخرين ترانهُ تنهايي رابرگلبرگ ظلمت سردهم وتويگانه غمگسارمن؛ چه بي صدااين شبگيررادر ناكجاتنهاگذاشتي ! امشب من تاتو گريه ميكنم وسوگوار شبهاي بي كسي ام ميشوم... تاسپيده خيالت را مي كشم و بر بال تقدير باتو به جشن بوسه ميرويم. امابازاين كدامين بادوحشي پشت پاخواهدم زد, و مراپرخواهدم كردازقصهُ غصه ها؟ بازاين ظهور دردم است! كاش تو دراين رگبارغزلهايم,يگانه ياورم بودي تاباهم ترنم كوچ اين شبخون را نظاره گر بوديم. اين مسافرغم گرفته را,تورفيق آخر باش؛ واين ظهور يك التماس است... تو ميداني؛ تونباشي بودن من بغضي ازترديداست براي بودن, وباز ناله هاي من! كمك كن تا باهم عطش خواهش هرنفسم را پناه باشيم...
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:5 توسط فرزاد |

اعتراف
ماه ! سرت را که بلند کنی ... آسمان به تکاپوی نگاهت ...می افتد ... دريا می شوم .... به اصالتت سوگند ياد کنم طوفانی شدنت را تعبيری برای خواب خيس چشمانم می گيرم ... دلم کوچک می شود ـ گرفتار قفسی شيشه ای ـ مگر زندان به چه می گويند ؟ تو نيستی و نبودنت زندان است پشت ميله های هر روز .... دلم می خواهد همه ی نبودنت را با تمام وجودم فرياد بزنم همه ی نبودنت را ! که اينهمه آسمان وسوسه انگيز بهانه های دروغينش را برای پرواز منتفی کند اصلا به من چه پرنده ها عاشقند .... ... دريا نگران طوفانی چشمان کيست ؟ من فقط تو را می خواهم نه اينکه از روی شانه های تنهايی ام طرحی باشی ياد آور خاطرات خوب کودکی . می خواهم تو را داشته باشم مثل همه ی کسانی که تو را دارند مثل آنکسی که عاشق است ! . . من ! گواهی می دهم که عاشقم .... و دلم به اندازه ی مردمک چشمان تو تنگ است . بيا ... بر افسانه ی تنهايی ام طرحی باش ... بر هم زننده ی تعادل دنيا . من تو را رنگ خودت می خواهم !
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:1 توسط فرزاد |

شبای دلتنگی من
امشب بازم از اون شباس كه غصه مهمون منه يه دنيا درد بي كسي تو دل مجنون منه امشب بازم از اون شباس كه محو مريما ميشم محومحبت تو و كينه آدماميشم امشب بازم ازاون شباس كه دوست دارم پر بزنم به كوچه باغ خاطره يه بار ديگه سر بزنم امشب بازم از اون شباس با گريه همصدا ميشم با درد اين دل غريب همدل و همنوا ميشم امشب بازم از اون شباس كه يادتوجون ميگيره توي رگام بارون دلتنگي و غم جاري ميشه رو گونه هام
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:59 توسط فرزاد |

فقط تو ببار
بگذار دلتنگي ام با تو ببارد بگذار ندانسته هايم در تو ببارد سادگيت بر گونه هايم است اما هنوز باورت ندارم بسيار فريبم داده اند اما تو ببار تو آخرين برگ پاييزم هستي آهسته ببار باور مي کني؟ دلم با تو گرفته است.... شايد اين آخرين طلوع باشد اما تو ببار.....
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:57 توسط فرزاد |

گل مریم
يادته وقتي كه رفتم دراي خونه رو بستي گفتي تا لحظه ديدار سركوچمون نشستي رفتم و دست زمونه ماروتاابد جدا كرد دراون خونه رو بست و تو رو تو كوچه رها كرد مي دونم قلب قشنگت واسه ديدنم هلاكه ولي اين ديگه محاله آخه خونم زير خاكه حالا بنجشنبه شبارو مي ذاريم وقت ملاقات تو بشيني سر خاكم من بشم غرق مناجات اگه ازميون قبرم صداي گريه شنيدي بي خيال بي خيال باش انگاري هيچي نديدي آخه وقتي كه تو ميري مي خوام از غصه بميرم الهي فداي چشمات ميدوني بهانه گيرم مهربون گلاي باغچه بعد رفتنم چطورن نكنه گلاي مريم دق كنن يه وخ بميرن آخه اين گلا رو كاشتم وقتي كه منو نداري واسه اون روزا كه نيستم بمونه به يادگاري مهربونم بسه ديگه داره تاريك ميشه كم كم الهي دورت بگردم گل نازم كل مريم برو تا هفته ديكه خداجون پشت وپناهت يه نفراينجا مي شينه تك وتنها چش به راهت
N نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:44 توسط فرزاد |

بالای صفحه .:|:. پست الکترونیک .:|:. آرشیو

© Copyright 2005, All Rights Reserved TAVOOSBLOG
www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com
Got my cursor from 123mycodes.com
Myspace Layouts